برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی contemporary به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل contemporary
(صفت) معاصر، مربوط به سال های اخیر – معاصر، همزمان
contemporary literature/music
ادبیات / موسیقی معاصر
Most of the writers he was contemporary with were interested in the same subjects.
بسیاری از نویسندگانی که او با آن ها معاصر بود به موضوعات مشابهی علاقه داشتند.
contemporary
اسم
contemporaries
(اسم) کسی که هم سن کس دیگری است یا بوده یا در آن زمان زندگی میکرده
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره contemporary، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


