برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی somebody به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل somebody
(ضمیر) کسی که هویتش یا نامش مشخص نیست (کسی، شخصی، یک نفر)
somebody
اسم
somebodies
(اسم) یک آدم مهم، کسی
He'd like to be somebody.
او دوست دارد، کسی شود. (آدم مهمی شود)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره somebody، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


