برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی captain به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل captain
(اسم) کاپیتان یک کشتی یا هواپیما – یک درجه بالای نظامی - کاپیتان یک تیم ورزشی
captain
فعل
captains; captained; captaining
(فعل) کاپیتان یک تیم بودن – کاپیتان یک کشتی یا هواپیما بودن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره captain، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

