برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی suggestion به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل suggestion
(اسم) پیشنهاد (دو مثال اول) – نشانه یا چیزی که به یک واقعیت یا یک موقعیت اشاره دارد (مثال چهارم) – مقدار خیلی کمی از چیزی (مثال آخر)
Can I make a suggestion?
می توانم پیشنهادی ارائه دهم؟
We’re open to suggestion.
ما از پیشنهاد استقبال می کنیم.
She went to England at my suggestion.
او با پیشنهاد من به انگلستان رفت.
a suggestion of boredom in her tone
نشانه ای از خستگی در صدای او
She spoke English with a suggestion of a Germany accent.
او انگلیسی را به اندکی لهجه آلمانی حرف می زد.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) القاء یا راه غیر مستقیمی که باعث شود کسی چیزی را بپذیرد مانند آنچه با هیپنوتیزم قابل انجام است
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره suggestion، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

