koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی but به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

but

حرف ربط

US /ˈbʌt/

(حرف ربط) ولی، اما (مثال اول) – به جز (except - مثال دوم) – می آید تا تاکید را بیشتر کند (مثال سوم)

I didn't know him, but my husband did.

من او را نشناختم ولی شوهر شناخت.

He's anything but traitor.

او هر چیزی هست مگر خائن. (خائن نیست)

It was a great partyeveryone, but everyone, came.

میهمانی بزرگی بود، همه آمدند.

(حرف ربط – ادامه بررسی معنی واژه) but then اما بعد، اما بعد تر (مثال اول)

The team won the first three games, but then failed to win any of the next six.

این تیم سه مسابقه اول را برد ولی بعد هیچ یک از شش مسابقه بعدی را نبرد.

but

حرف اضافه

(حرف اضافه) به جر (مثال اول) - but for اگر چیزی یا کسی نبود (مثال دوم و سوم)

She didn't tell anyone but her friend.

او به هیچ کس به جز دوستش حرفی نزد.

I would have crashed the car but for your warning.

اگر هشدار شما نبود من با ماشین تصادف میکردم.

We would have reached the summit but for the weather.

اگر آب و هوا مشکل ساز نمیشد ما به قله میرسیدیم.

but

قید

(قید) فقط - to name but a few اگر فقط بخواهم چند مورد را بگویم - cannot but یا can't but باید، حتما (مثال دوم)

He is still but a child.

او هنوز فقط یک کودک است.

I cannot but study for this exam.

من باید برای این امتحان مطالعه کنم.

but

اسم

buts

(اسم) دلیلی برا مخالفت یا نشدن کاری - no ifs, ands, or buts هیچ اما و اگری

I don’t want to hear any buts.

من نمی خواهم هیچ عذری را بشنوم.