koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی arrive به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

arrive

فعل

US /əˈraɪv/

arrives; arrived; arriving

(فعل) رسیدن به جایی (مثال اول) – فرا رسیدن، شروع شدن (مثال دوم) – متولد شدن یک بچه (مثال سوم)

We finally arrived in Rome.

ما در نهایت به رم رسیدیم.

The leaves starting to turn brown is a sign that autumn has arrived.

قهوه ای شدن رنگ برگ ها نشانه فرا رسیدن پاییز است.

Sharon’s baby arrived on the date she was expected.

بچه شارون در تاریخی که انتظار می رفت به دنیا آمد.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) to have arrivedموفق شدن، به شهرت رسیدن (مثال اول) - arrive at به چیزی مانند یک تصمیم رسیدن یا دست پیدا کردن (مثال دوم)

That director has truly arrived with his latest film.

آن کارگردان با فیلم آخر خود به معنای واقعه کلمه به شهرت رسید.

Have you arrived at a decision yet?

آیا تصمیمی گرفته اید؟