koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی many به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

many

صفت

US /ˈmɛni/

(صفت) زیاد - as many عددی که با عدد دیگر برابر است (مثال سوم تا پنجم) - twice/three times etc as many دو یا سه و ... برابر از یک عدد (مثال آخر)

She read as many books as she could.

او هرچه می تواند کتاب می خواند.

I don't have many clothes.

من لباس زیادی ندارم.

We saw three movies in as many days.

ما سه فیلم در سه روز دیدیم.

We visited six museums in as many days.

ما از شش موزه در شش روز بازدید کردیم.

She had five children in as many years.

او پنج بچه در پنج سال داشت.

He read three times as many books as she did.

او سه برابر بیشتر از آن دختر کتاب می خواند.

many

ضمیر

(ضمیر) تعداد زیادی از افراد یا هر چیزی - as many as برای تاکید درباره بزرگی یک عدد (مثال دوم) - many a something مقدار یا تعداد زیادی از افراد یا چیزی

Many of his friends never went to school.

بسیاری از دوستان او هرگز به مدرسه نرفتند.

They lost by as many as 20 points.

آن ها 20 امتیاز از دست دادند. (در واقع 20 امتیاز از دست دادن برای گوینده این جمله خیلی عجیب است)

I've been there many a time.

من خیلی (بارها) اینجا بوده ام.

(ضمیر – ادامه بررسی معنی واژه) many's the اغلب، بارها (مثال اول) - the many اکثریت مردم

Many’s the time we’ve had to borrow money.

بارها مجبور شدیم پول قرض کنیم.

a government which improves conditions for the many

یک دولت که شرایط را برای اکثریت مردم بهتر می کند