koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی under به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

under

حرف اضافه

US /ˈʌndɚ/

(حرف اضافه) زیر چیزی – هدایت شده یا مدیریت شده یا تحت کنترل توسط کسی یا چیزی (مثال دوم) – تحت چیزی

Have you looked under the table?

آیا زیر میز را نگاه کرده ای؟

I wonder what Britain was like under the Romans?

برای من سوال است که بریتانیای تحت کنترل روم چطور بود؟

be under a lot of pressure

تحت فشار شدیدی بودن

(حرف اضافه – ادامه بررسی معنی واژه) در شرایط خاصی بودن، در وضعیت خاصی بودن (سه مثال اول) – طبق توافق یا قانون و ... (مثال چهارم)

The building is still under construction.

این ساختمان هنوز در دست ساخت است.

The proposals are now under consideration by the Board of Governors.

این پیشنهادها هنوز در حال برسی توسط هیئت دولت است.

The building is under fire.

ساختمان در حال سوختن است.

the trade is illegal under international law

این تجارت طبق قوانین بین المللی غیر قانونی است

(حرف اضافه – ادامه بررسی معنی واژه) be/be filed/be listed etc under تحت نام چیز یا تحت زیر مجموعه چیزی (مثال اول) – زیر یا پایین تر از یک مقدار یا تعداد (مثال دوم)

The baby’s records are filed under the mother’s last name.

سوابق این بچه با نام خانوادگی مادرش بایگانی شده است.

It took us under an hour.

این کار برای ما زیر یک ساعت طول کشید.

under

قید

(قید) کمتر یا پایین تر از یک مقدار (دو مثال اول) – زیر چیزی یا از زیر چیزی یا به زیر چیزی

children aged 12 and under

بچه های 12 سال و پایین تر از آن

$20 or under

20 دلار یا کمتر از آن

He was floating for some time but suddenly went under.

او برای مدتی شناور بود ولی ناگهان به زیر آب رفت.

under

پیشوند

(پیشوند) کمتر از چیزی که نیاز است یا درست است – پایین، زیرین (دو مثال آخر)

Underdevelopment

کمتر توسعه یافته

Undercooked

نپخته

Undercharge

کم شارژ (کم هزینه)

Underpass

گذرگاه زیرین

Undershirt

زیر پیراهن