برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی chain به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل chain
(اسم) زنجیر – سلسله چیزهای وابسته به هم (مثال سوم) - pull/yank someone's chain سر به سر کسی گذاشتن، شوخی کردن با کسی
chain
فعل
chains; chained; chaining
(فعل) وصل کردن چیزی با زنجیر (زنجیر کردن)
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


