برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی constituency به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل constituency
(اسم) هر یک از حوزه های انتخاباتی در یک کشور یکه یک یا چند نماینده به مجلس یا سنا میفرستد (در بریتانیا – مثال اول) – کسانی که در یک منطقه خاص زندگی میکنند و می توانند رای دهند – افراد حامی چیزی یا کسی (مثال دوم)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره constituency، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

