koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir
مجموعه ها و بسته های آموزشی ارائه شده در وب سایت کوبدار

معنی ahead به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

ahead

قید

US /əˈhɛd/

(قید) به جلو، در جلو، روبرو (دو مثال اول) – زودتر یا قبل از کسی یا چیزی (مثال سوم) – به، در یا برای آینده (مثال آخر)

The road ahead was blocked.

جاده به سمت جلو بسته بود.

You'll see the hospital straight ahead.

بیمارستان را دقیقا در روبرو خواهید دید.

You go on ahead. I'll catch up later.

تو قبل از من برو. من بعدا خودم را به تو میرسانم.

the lonely year ahead

سال های تنهایی آینده

(قید – ادامه بررسی معنی واژه) پیشتاز در یک رقابت (مثال اول) – در یک موقعیت بهتر یا بیشتر (مثال دوم) - the go-ahead (اسم) اجازه انجام کاری

Australia were ahead throughout the game.

استرالیا در طول بازی پیشتاز بود.

Full-year profits jumped 35% to $100m pre-tax, which was ahead of expectations.

درآمد کل سال، بدون احتساب مالیات 35 درصد افزایش پیدا کرد که بهتر از انتظارات بود.