koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی pride به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

pride

اسم

US /ˈpraɪd/

prides

(اسم) حس غرور و افتخار - swallow your pride روی غرور خود پا گذاشتن (مثال دوم) – افتخار به کسی (مثال سوم) - take pride in sth/sb افتخار کردن به کسی یا چیزی (مثال آخر)

Human pride is human weakness.

غرور آدمی نقطه ضعف او است.

You need to swallow your pride and apologize.

تو باید غرورت را کنار بگذاری و عذرخواهی کنی.

The sight of his son holding the trophy filled him with pride.

دیدن پسرش در حالی که جام قهرمانی را در دست داشت، او را پر از حس افتخار و غرور کرد.

She takes pride in her work.

او به کارش افتخار میکند.

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) یک گله شیر - pride and joy چیزی یه کسی که باعث افتخار شما میشود - pride of place بالاترین درجه یا مکان

A picture of their children took pride of place on the wall.

تصویری از فرزندانشان بالاترین جای آن دیوار قرار داشت.

pride

فعل

prides; prided; priding

(فعل) pride yourself on به چیزی افتخار کردن

He prides himself on his loyalty to his friends.

او به خاطر وفادار بودن به دوستانش به خودش افتخار میکند.