koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی business به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

business

اسم

US /ˈbɪznəs/

businesses

(اسم) تجارت، حرفه، کسب و کار – mind your own business سرت به کار خودت باشد (مثال چهارم) – minding your own business مشغول کار خود بودن

She works in the software business.

او در حرفه نرم افزار کار می کند.

How's business?

کار و کاسبی چطوره؟

a business meeting

یک جلسه کاری

Mind your own business, will you? I can take care of my problems.

سرت به کار خودت باشد. باشه؟ من میتوانم از پس مشکلات خودم بر آیم.

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) be nobody's business به کسی مربوط نیست – have no business doing something اینکه کسی حق انجام کاری را ندارد (مثال اول) – کار یا مسئله یا چیزی که باید انجام دهید (مثال دوم و سوم) – موضوع، رویداد، وضعیت (مثال آخر)

You have no business telling me where I can and cannot go!

تو حق نداری به من بگویی که کجا میتوانم بروم و کجا نه!

We have some unfinished business to discuss.

من چند تا مسئله تمام نشده داریم برای بحث کردن داریم.

Let’s get down to business.

بیایید به این موضوع بپردازیم.

The divorce was a terrible business.

آن متارکه رویداد خیلی بدی بود.

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) business as usual یک چیز عادی، یک وضعیت عادی (مثال اول) – business is business کار کار است (اینکه چیزی که ضروری است باید انجام شود حتی اگر خوشمان نیاید) – in business الف: در حال کار، مشغول فعالیت، دایر ب: آماده برای شروع کاری یا استفاده از چیزی (مثال دوم) – like nobody's business خیلی خوب، خیلی زیاد، خیلی سریع (مثال سوم)

The next day was business as usual.

فردای آن روز همه چیز عادی بود.

All we need is a car and we'll be in business.

همه آنچه که ما نیاز داریم یک ماشین است و بعد از آن کار را شروع میکنیم.

He can sing like nobody's business.

او خیلی خوب میتواند آواز بخواند.

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) mean business برای انجام کاری جدی بودن – out of business بیکار، ورشکسته، غیر فعال