برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
پکیج جامع آموزش برق ساختمان و نصب سیستمهای برقی با هدف ورود به بازار کار با تخفیف ویژه در دسترس قرار گرفته است. همچنین اگر قبلا یا اکنون خریدی از ما داشته باشید، در صورت ثبت درخواست در قسمت پیامها در حساب کاربری، از تخفیف برای تهیه آموزشهای دیگر برخوردار میشوید.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی cough به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل cough
(فعل) سرفه (دو مثال اول) - cough up الف: چیزی مانند خود را با سرفه بالا آوردن (مثال سوم) ب: پول یا اطلاعات را به کسی دادن به طوری که میلی به این کار ندارید (مثال چهارم) – (در ورزش) از دست دادن توپ یا موقعیت
The smoke made me cough.
آن دود باعث شد سرفه کنم.
The car engine coughed a few times, but wouldn't start.
موتور ماشین چند بار خفه زد ولی روشن نشد.
You must go to the doctor if you’re coughing up blood.
اگر خون بالا می آورید باید به دکتر بروید.
The police made the suspect cough up the names of his accomplices.
پلیس آن مظنون را مجبور کرد که نام همه همدستان خود را بگوید.
cough
اسم
coughs
(اسم) سرفه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره cough، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


