koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی exercise به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

exercise

اسم

US /ˈɛksɚˌsaɪz/

exercises

(اسم) ورزش، تمرین

Diet and exercise are equally important.

رژیم غذایی و ورزش به یک اندازه اهمیت دارند.

The military exercises will involve several thousand soldiers.

تمرینات نظامی شامل چندین هزار سرباز خواهد بود.

The book has exercises at the end of every chapter.

این کتاب در پایان هر بخش تمرین دارد.

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) استفاده از قدرت یا مهارت یا حق و غیره

to limit the exercise of political power

محدود کردن استفاده از قدرت سیاسی

exercise

فعل

exercises; exercised; exercising

(فعل) تمرین کردن – به کار گرفتن، استفاده کردن

She goes to the gym to exercise every evening.

او به باشگاه می رود تا هر شب تمرین کند.

She has been reluctant to exercise her authority.

او تمایلی به استفاده کردن از قدرتش ندارد.