برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی exercise به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل exercise
(اسم) ورزش، تمرین
Diet and exercise are equally important.
رژیم غذایی و ورزش به یک اندازه اهمیت دارند.
The military exercises will involve several thousand soldiers.
تمرینات نظامی شامل چندین هزار سرباز خواهد بود.
The book has exercises at the end of every chapter.
این کتاب در پایان هر بخش تمرین دارد.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) استفاده از قدرت یا مهارت یا حق و غیره
exercise
فعل
exercises; exercised; exercising
(فعل) تمرین کردن – به کار گرفتن، استفاده کردن
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره exercise، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

