برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی translate به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل translate
(فعل) ترجمه کردن - translate sth as sth چیزی به نوعی منظور گرفتن (مثال دوم) – تبدیل کردن
We have translated the report.
ما گزارش را ترجمه کرده ایم.
He mumbled something which I translated as agreement.
او زیر لب چیزی گفت که من آن را به عنوان توافق قلمداد کردم (من آن را موافقت دانستم).
She needs to translate her ideas into action.
او باید ایده هایش را عملی کند.
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) translate into (something) همچنین به معنی منجر شدن است
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


