برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی network به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل network
(اسم) شبکه – گروهی از مردم که باهم کار می کنند
a television network
یک شبکه تلویزیون
a road/rail network
یک شبکه جاده ای/ ریلی
The company has a network of regional offices.
این شرکت شبکه ای از دفاتر منطقه ای دارد.
network
فعل
networks; networked; networking
(فعل) شبکه کردن، وصل کردن
The computers are networked to a server.
این کامپیوترها به یک سرور شبکه شده اند.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


