بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

معنی minor به فارسی + مثال‌های واقعی و جمله کاربردی

ترجمه و تحلیل minor

minor

صفت

US تلفظ صوتی/ˈmaɪnɚ/

(صفت) جزئی، کم اهمیت – گام مینور در موسیقی (مثال آخر)

She suffered minor injuries in the accident.

او محمل صدمات جزئی در آن حادثه شد.

His role in the project was minor.

نقش او در این پروژه جزئی بود.

The delay will be minor.

تاخیر، جزئی خواهد بود.

a minor key

یک کلید مینور

minor

اسم

minors

(اسم) آدمی که به سن قانونی نرسیده است (مثال اول) – رشته یا گرایش فرعی در دانشگاه

It is an offence to serve alcohol to minors.

دادن الکل به افراد نابالغ جرم است.

I’m taking history as my minor.

من دارم واحد تاریخ را به عنوان یک فعالیت فرعی می گذارنم.

افزودن کوبدار به منابع ترجیحی گوگل
📘 می‌خواهید واژه‌ها را عمیق‌تر یاد بگیرید؟

یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دوره‌های 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثال‌های کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.

  • ✅ آموزش ویدیویی هر درس
  • ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
  • ✅ مثال‌های واقعی و کاربردی
  • ✅ مناسب آمادگی آزمون‌ها و مکالمه

در بخش نظرات پایین صفحه درباره minor، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش نصب دربازکن آیفون تصویری و صوتی