برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی direction به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل direction
(اسم) مسیر – دستورالعمل – کنترل یا مدیریت
در مسیر درست یا غلط
Simple directions for assembling the model are printed on the box.
دستورالعمل های ساده برای سرهم کردن این مدل روی جعبه چاپ شده است.
Several nurses working under the direction of this doctor have made complaints.
چندین پرستار تحت مدیریت این پزشک شاکی شده اند.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) سمت و سو
These discoveries have given a new direction to their research.
این کشفیات به تحقیقات آن ها سمت و سوی جدیدی داده است.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره direction، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


