koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی dig به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

dig

فعل

US /ˈdɪg/

digs; dug /ˈdʌg/ ; digging

(فعل) کندن زمین – کندن چیزی از درون زمین – جستجو کردن

We could only dig down a few feet.

ما فقط می توانستیم چند فوت بکنیم.

I'll dig some potatoes for lunch.

من مقداری سیب زمینی برای ناهار می کنم.

These detectives won't stop digging until they find out what happened.

کاراگاه ها تا بفهمند چه اتفاقی افتاده است، جستجو را متوقف نخواهند کرد.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) dig for (something) در جستجویی چیزی جایی را کندن، به دنبال چیزی گشتن - dig in الف: چیزی را با کندن خاک در آن مخلوط کردن (مثل کود) ب: سنگر کندن و در آن قرار گرفتن (مثال اول) - dig in your heels یا dig your heels in از تغییر خودداری کردن یا نپذیرفتن - dig into الف: چیزی را با کندن خاک در آن مخلوط کردن (مثل کود – مثال دوم) ب: شروع به خوردن چیزی کردن (مثال سوم) ج: جستجو کردن (مثال چهارم) د: فشار دادن چیزی در چیز دیگر، یا فرو کردن چیزی درون چیز دیگر (مثال آخر)

The soldiers dug themselves in.

سربازها برای خود سنگر درست کردند.

dig the fertilizer into the soil

کود را درون خاک مخلوط کردن

He dug into his bowl of pasta.

او شروع به خوردن ماکارونی کرد.

Will you dig a little into her past and see what you find?

آیا می توانی کمی در گذشته او جستجو کنی تا ببینی چی پیدا میکنی؟

I dug two posts into the ground.

من دو تیرک درون خاک فرو کردم.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) dig out الف: چیزی را با جستجو بدست آوردن (مثال اول) ب: چیزی را از درون خاک یا برف یا جایی بدست آوردن - dig up الف: بیرون کشیدن یا پیدا کردن چیزی با حفاری زمین ب: بدست آوردن اطلاعات - to dig up (the ) dirt on someone اطلاعاتی علیه کسی بدست آوردن - dig your own grave قبر خود را کندن (مثال دوم)

She dug out some old family pictures to show me.

او چندتا عکس قدیمی خانوادگی پیدا کرد تا به من نشان دهد.

If you give up your job now, you’ll be digging your own grave.

اگر الان کارت را ول کنی، قبر خودت را کنده ای.

dig

اسم

digs

(اسم) سقلمه – انتقاد یا فحش – حفاری – digs اتاق اجاره ای

an archaeological dig

حفاری باستان شناسی