koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی market به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

market

اسم

US /ˈmɑɚkət/

markets

(اسم) بازار (سه مثال اول) – تقاضا برای کالا یا خدمات (مثال چهارم) – معمولا به صورت stock market و به معنی بازار سرمایه ولی به صورت جدا (market) هم در این معنی به کار می رود (مثال پنجم) - on the market قابل خرید (مثال آخر)

an antiques market

یک بازار عتیقه

domestic/foreign markets

بازارهای داخلی/خارجی

New companies have entered the market.

شرکت های جدید وارد بازار شده اند.

Are you sure there’s a market for something like this?

آیا مطمئنی که تقاضایی برای چیزی مانند این وجود دارد؟

a market crash

سقوط بازار سرمایه

Their house is still on the market.

خانه آن ها هنوز قابل خرید است.

market

فعل

markets; marketed; marketing

(فعل) تبلیغ کردن یک محصول – به بازار عرضه کردن

They plan to market the toy for children aged 2 to 6.

آن ها می خواهند این اسباب بازی را برای کودکان سنین 2 تا 6 سال تبلیغ کنند.

The product was marketed under the name aspirin.

آن محصول با نام آسپرین به بازار عرضه شد.