برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی painting به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل painting
(اسم) نقاشی (هم خود نقاشی و هم عمل نقاشی معنی می دهد) – رنگ آمیزی دیوار و غیره
The walls are covered in oil paintings.
این دیوارها با نقاشی رنگ روغن پوشش داده می شوند.
I like painting more than photography.
من نقاشی را از عکاسی بیشتر دوست دارم.
painting and decorating
رنگ آمیزی و دکوراسیون
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره painting، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


