برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی disk به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل disk
(اسم – در بریتیش معمولا به صورت disc نوشته می شود) دیسک (هر شی باریک، گرد و صاف) – cd یا dvd – ساختاری از جنس غضروف بین مهره های استخوانی کمر
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره disk، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


