برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
قیمت محصولات آموزشی وبسایت از 20 فروردین 1405 کمی افزایش یافته است. این افزایش به دلیل بالا رفتن هزینههای جاری وبسایت و مجموعه کاری بوده است. با این حال پکیج جامع برق ساختمان با تخفیف ویژه ارائه خواهد شد. همچنین خریداران قبلی در صورت مکاتبه با ما از تخفیف ویژه برای آموزشهای دیگر برخوردار میشوند.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی medicine به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل medicine
(اسم) علم پزشکی، طب (مثال اول) – دارو (مثال دوم) - give somebody a dose/taste of their own medicine رفتار کردن با کسی به بدیِ رفتاری که با شما کرده است
She studied medicine at Johns Hopkins University.
او پزشکی را در دانشگاه جان هاپکینز خواند.
من کمی دارو خوردم.
This team likes to play tough defense, so let's give them a dose of their own medicine and not give them any space to score.
این تیم دوست دارد بسته بازی کند، پس بیایید مثل آن با خودشان رفتار کنید و هیچ فضایی برای امتیاز گیری به آن ها ندهیم.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) take your medicine پذیرفتن و کنار آمدن
You should take your medicine and stop complaining.
تو باید بپذیری و گله کردن را متوقف کنی.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره medicine، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


