برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی senior به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل senior
(صفت) بزرگتر از نظر سنی – با مخفف Sr. به معنی بزرگ نسبت به هم نام خود (در مورد رابطه پدر و پسری - مثال دوم) – ارشد، در یک موقعیت بالاتر (مثال سوم و چهارم)
He is six years senior to me.
او شش سال از من بزرگ تر است.
John Brown Sr.
جان برون بزرگ (پدر)
a senior position
یک مقام ارشد (مثلا رئیس شما)
the senior vice president of marketing
معاون ارشد بازاریابی
(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) مربوط یا طراحی شده برای افراد مسن (سالمندی – مثال اول)
a senior center
یک مرکز سالمندی
senior
اسم
seniors
(اسم) یک فرد بزرگ تر از نظر سنی (مثال اول) – یک فرد ارشد از نظر موقعیت – دانش آموز سال آخر دانشگاه یا دبیرستان - senior citizen یک فرد مسن (معمولا بالای 55 سال)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره senior، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


