برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی soup به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل soup
(اسم) سوپ - in the soup در دشواری، در شرایط سخت (مثال سوم) - soup to nuts همه جزئیات یا بخش های چیزی را پوشش دادن، از ابتدا تا انتهای چیزی (مثال آخر) - pea soup الف: سوپ نخود ب: مه غلیظ
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره soup، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

