koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی come به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

come

فعل

US /ˈkʌm/

comes; came /ˈkeɪm/; coming

(فعل) آمدن – رسیدن – اهل جایی بودن

Did you come here by car?

آیا با خودرو آمدید؟

Has the mail come yet?

آیا نامه هنوز نرسیده است؟

She comes from Italy.

او اهل ایتالیا است.

(فعل – ادامه بررسی واژه) وجود داشتن یا در دسترس بودن – رخ دادن، اتفاق افتادن (مثال دوم) –comes under an official organization (در مورد یک سازمان) زیر مجموعه یک سازمان بودن (مثال آخر)

The dress comes in three sizessmall, medium, and large.

این لباس در سه اندازه وجود دارد – کوچک، متوسط و بزرگ.

How did you two come to be friends?

چه اتفاقی افتاد که شما دو تا دوست شدید؟

Snow removal comes under the highway department.

راهداری مسئول بخش برف روبی است.

(فعل – ادامه معنی واژه) تغییر کردن یا تغییر مکان دادن یا تغییر حالت دادن

The stitching on my briefcase is coming apart.

دوخت روی کیف من در حال پاره شدن است.

I couldn’t stand him at first, but I’ve come to like him.

ابتدا نمی توانستم او را تحمل کنم ولی از او خوشم آمده است.