برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی instruction به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل instruction
(اسم) تعلیم یا آموزش به کسی که کاری را چطور باید انجام دهد (در این معنی معمولا و نه همیشه با in همراه است) – دستورالعمل برای انجام کاری
The course gives you basic instruction in car maintenance and repairs.
این دوره، آموزش پایه ای در نگهداری و تعمیر خودرو را به شما ارائه می دهد.
The students are receiving instruction in algebra.
دانش آموزان دارند آموزش جبر می بینند.
You should always read the instructions on medicines thoroughly.
شما باید همیشه دستورالعمل روی داروها را به صورت کامل بخوانید.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره instruction، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


