koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir
مجموعه ها و بسته های آموزشی ارائه شده در وب سایت کوبدار

معنی coast به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

coast

اسم

US /ˈkoʊst/

coasts

(اسم) دریا کنار - the Coast مناطق ساحلی اقیانوس آرام

We lived on the southeast coast of Florida.

ما در جنوبی ترین ساحل فلوریدا زندگی می کردیم.

coast

فعل

coasts; coasted; coasting

(فعل) دنده خلاص حرکت کردن مخصوصا در سرازیری – بدون تلاش یا سختی خاصی پیشرفت کردن یا موفق شدن (کیلویی موفق شدن - - - بار منفی دارد – مثال اول)

Sara’s teacher says she’s just coasting at school.

معلم سارا می گوید که او قطعا کیلویی درس ها را پاس میکند.