برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی clutch به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل clutch
(فعل) چیزی را محکم با دست نگه داشتن – به صورت ناگهانی چیزی یا کسی را از ترس، درد یا احساس خطر گرفتن (مثال دوم) - be clutching at straws به هر دری زدن برای کاری
clutch
اسم
clutches
(اسم) پدال کلاچ در یک وسیله نقلیه (مثال اول) - somebody’s clutches قدرت یا نفوذی که کسی دارد - clutch of something گروه کوچکی از چیزهای شبیه به هم (مخصوصا گروهی از تخم هایی که توسط یک پرنده در یک زمان گذاشته میشود – مثال دوم و سوم) – چنگال کسی یا چیزی (مثال آخر)
clutch
صفت
(صفت) بسیار مهم، حیاتی – خیلی خوب
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره clutch، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


