برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی clutch به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل clutch
(فعل) چیزی را محکم با دست نگه داشتن – به صورت ناگهانی چیزی یا کسی را از ترس، درد یا احساس خطر گرفتن (مثال دوم) - be clutching at straws به هر دری زدن برای کاری
clutch
اسم
clutches
(اسم) پدال کلاچ در یک وسیله نقلیه (مثال اول) - somebody’s clutches قدرت یا نفوذی که کسی دارد - clutch of something گروه کوچکی از چیزهای شبیه به هم (مخصوصا گروهی از تخم هایی که توسط یک پرنده در یک زمان گذاشته میشود – مثال دوم و سوم) – چنگال کسی یا چیزی (مثال آخر)
clutch
صفت
(صفت) بسیار مهم، حیاتی – خیلی خوب
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره clutch، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

