برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی result به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل result
(اسم) نتیجه – دستاورد (مثال سوم) – results همچنین به معنی وضعیت مالی یک شرکت شامل فروش و سهام و غیره در یک بازه زمانی است (مثال آخر)
election results
نتایج انتخابات
Results of the medical tests showed no sign of cancer.
نتایج آزمایشات پزشکی علامتی از سرطان را نشان نداد.
She certainly knows how to get results.
او مطمئنن می داند که چطور به نتیجه برسد.
The bank announced/reported significantly better financial results for the first quarter.
این بانک وضعیت مالی خیلی بهتری را برای سه ماهه اول سال گزارش کرده است.
result
فعل
results; resulted; resulting
(فعل) نتیجه دادن، ناشی از چیزی بودن - result in (something) منجر به چیزی شدن (مثال دوم)
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره result، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

