برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی pocket به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل pocket
(اسم) جیب لباس (مثال اول) – مقدار پولی که کسی برای خرج کردن در دسترس دارد (درآمد، وضع مالی) – جیب یا پاکتی که در جایی نصب است (مثال آخر)
جیب های کت/شلوار/پیراهن
There are products in our store that suit every pocket.
محصولاتی در فروشگاه ما است که برای هر درآمد مناسب است.
I paid for my ticket out of my own pocket.
من پول بلیط های خودم را از جیب خودم دادم.
air pocket
کیسه هوا
Forged passports were found in a secret pocket in the suitcase.
گذرنامه های جعلی در یک جیب مخفی در چمدان پیدا شد.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) کیسه ای که توپ در آن قرار می گرد (مثلا در بازی بیلیارد) – یک منطقه کوچک که از بقیه مناطق متفاوت است (مثال اول) - in someone's pocket تحت کنترل یا تحت تاثیر کسی - in your pocket مطمئن برای به دست آوردن یا بردن (مثال دوم)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره pocket، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


