برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی west به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل west
(اسم) غرب - the west یا the West الف: بخش غربی یک منطقه (مثال دوم) ب: کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی که به کشورهای غربی معروفند (به صورت West نیز بکار می رود – مثال سوم)
If that way is east, then this way is west.
اگر این طرف شرق است پس اینطرف غرب است.
There's been a severe earthquake in the west of the country.
یک زلزله شدید در غرب کشور به وقوع پیوست.
East-West relations
روابط شرق و غرب
west
صفت
west
قید
(قید) به غرب، به سمت غرب - out West یا out west در بخش غربی یک کشور
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره west، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


