koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی above به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

above

قید

US /əˈbʌv/

(قید) در بالا، رو به بالا، به بالا (مثال اول) – بالاتر (مثال دوم) – بالاتر از صفر (مثال سوم)

The stars shone above.

ستاره ها در بالا می درخشیدند.

60 meters above sea level

60 متر بالاتر از سطح دریا

5 above

5 درجه بالاتر از صفر

(قید – ادامه بررسی معنی واژه) بالاتر یا پیشتر در همان صفحه (مثال اول) - from above از جای بالاتر یا از یک مقام ارشدتر (مثال دوم)

The letter was sent to the address above.

این نامه به آدرس بالا (پیشتر اشاره شده) فرستاده شده است.

officers of the rank of Major and above

افسر هایی با درجه سرگرد و بالاتر

above

حرف اضافه

(حرف اضافه) بالا، بالاتر (دو مثال اول) – ارشد، ارشدتر (مثال سوم)

We were flying above the clouds.

ما داشتیم بالای ابر ها پرواز می کردیم.

women above 50 years old

زنان بالای 50 سال

I'm above him in the department.

من در این بخش از او ارشد تر هستم.

(حرف اضافه – ادامه بررسی معنی واژه) be above suspicion/reproach/criticism etc اینقدر خوب بودن که قابل شک یا انتقاد نیست (مثال اول) – not be above (doing) something اینکه بگوییم کسی اینقدرها هم خوب نیست که دست از فلان کار بکشد یا آن را انجام ندهد (مثال دوم) – (در مورد صدا) بلندتر یا واضح تر از صدای دیگر (مثال سوم)

He's above suspicion.

او فراتر از ظن است. (نمی توان به او شک کرد)

She's not above lying to protect herself.

او گاهی برای محافظت از خودش دروغ می گوید.

The doorbell went unheard above the din.

هیاهوی به حدی بلند بود که صدای زنگ در شنیده نشد.

(حرف اضافه – ادامه بررسی معنی واژه) above all مهم تر از همه (مثال اول) - above and beyond خیلی بیشتر از آنچه نیاز است (مثال دوم) - get above yourself خود را مهم تر از حد واقعی خود تصور کردن - over and above علاوه بر چیزی، همراه با چیزی (مثال آخر)

Above all this I wish you love.

مهم تر از همه، من برای تو عشق را آرزو می کنم. (بخشی از آهنگ من همیشه دوستت خواهم داشت - ویتنی هیوستون)

They showed commitment to the job above and beyond what was expected of them.

آن ها خیلی بیشتر از آنچه از آن ها انتظار می رفت به این کار تعهد نشان دادند.

The city has spent $3 million over and above budgeted funds for the new theater.

شهرداری علاوه بر بودجه پیش بینی شده، 3 میلیون دلار برای سالن تئاتر جدید خرج کرده است.

above

صفت

(صفت) پیشتر اشاره شده، بالا - the above پیشتر اشاره شده (مثال دوم)

The letter was sent to the above address.

این نامه به آدرس بالا (پیشتر اشاره شده) فرستاده شده است.

For the above reasons, we have no choice but to close the factory.

به خاطر دلایلی که گفته شد، ما چاره ای بجز بستن کارخانه نداریم.