برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی frustrate به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل frustrate
(فعل) درمانده کردن کسی، ناامید کردن کسی (اینکه چون نمیتواند کاری را انجام دهد عصبانی است یا ناراحت است – مثال اول) – تلاش، نقشه و غیره کسی را ناکام گذاشتن
People are frustrated with the politicians.
مردم نسبت به سیاستمداران ناامید هستند.
We should frustrate the plans of the enemy.
ما باید نقشه های دشمن را ناکام بگذاریم.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره frustrate، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


