koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی bald به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

bald

صفت

US /ˈbɑːld/

(صفت) کچل، بی مو – بدون درخت یا گیاه (مثال دوم) – (در مورد تایر) ساییده شده (مثال سوم) – bald statement/facts/truth بدون جزئیات یا توضیح اضافه، بدون شاخ و برگ (مثال آخر)

a bald man

یک مرد کچل

a bald mountain top

قله کچل

The tire was completely bald.

آن چرخ کاملا ساییده شده بود.

The bald truth was that Jim didn’t love his wife anymore.

حقیقت رک و راست این بود که جیم دیگر همسرش را دوست نداشت.