برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی reduction به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل reduction
(اسم) کاهش – کاهش قیمت، کم کرد (مثال آخر)
a slight reduction in the price of oil
کاهش نسبی قیمت نفت
troop reductions
کاهش سربازان
The 30 mph speed limit led to a 50 percent reduction in pedestrian deaths.
30 مایل بر ساعت کاهش سرعت به 50 در صد کاهش در مرگ عابران پیاده منتهی می شود.
I got a reduction on the skirt because there was a button missing.
من یک کم کرد روی این دامن گرفتم چون یک دکمه اش کم بود.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره reduction، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

