koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی project به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

project

اسم

US /ˈprɑːˌʤɛkt/

projects

(اسم) کار برنامه ریزی شده یا فعالیتی که طی یک دوره زمانی به پایان می رسد و برای دستیابی به هدفی خاص در نظر گرفته شده است (پروژه) – گروهی از خانه ها یا آپارتمان هایی که برای افراد فقیر و معمولا توسط دولت ساخته می شود (معمولا به صورت housing project یا the projects به کار می رود)

a research project

یک پروژه تحقیقاتی

Her family still lives in the projects.

خانواده آن ها هنوز در پروژه های مسکن زندگی می کنند.

project

فعل

US /prəˈʤɛkt/

projects; projected; projecting

(فعل) برنامه ریختن یا تخمین زدن یا محاسبه کردن چیزی برای آینده (سه مثال اول) – نشان دادن یک تصویر یا نور یا فیلم و غیره روی چیزی (مثال چهارم) – داشتن یا نشان دادن یک قابلیت و غیره که توسط بقیه مردم قابل تشخیص باشد (مثال آخر)

The overall cost is projected at $55000.

هزینه کلی 55 هزار دلار تخمین زده شده است.

They project that 15 billion people will watch this game.

آن ها تخمین می زنند که 15 میلیون نفر این مسابقه را خواهند دید.

The new building is projected to cost $15 billion.

هزینه ساخت این ساختمان 15 میلیارد دلار تخمین زده می شود.

He projected the slide onto the wall.

او اسلایدها را روی دیوار نشان داد.

his attempts to project himself as a potential leader

تلاش های او برای اینکه خود را به عنوان یک رهبر بالقوه نشان دهد

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) بیرون زدن از لبه یا سطح چیزی، جلو آمدن نسبت به سطح یا لبه چیزی – چیزی را به بالای خود را به دور از خود فرستادن یا پرتاب کردن (دو مثال آخر)

His feet were projecting beyond the end of the bed.

پاهای او از انتهای رخت خواب داشت بیرون می زد.

seeds are projected from the tree

دانه ها از درخت می ریزند

the powerful men who would project him into the White House

افراد قدرتمندی که او را به کاخ سفید خواهند فرستاد

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) project your voice رساندن صدای خود

The use of the microphone helped to project her voice.

استفاده از میکروفون به رساندن صدای او کمک کرد.