برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی stone به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل stone
(اسم) سنگ – جواهر (مثال دوم) – هسته بزرگ و سفت میوه هایی چون آلو و هلو – واحد وزن برابر 6.35 کیلوگرم - a stone's throw یک مسافت کم (مثال سوم)
a stone wall
یک دیوار سنگی
precious stones
جواهرات گرانبها
My house is a stone's throw from the ocean!
خانه من فاصله کمی از اقیانوس دارد.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) carved/etched/set/written in stone همیشگی، بدون تغییر، قطعی (مثال اول) - kill two birds with one stone با یک تیر دو نشان زدن - leave no stone unturned هر تلاش ممکنی را برای پیدا کردن چیزی یا کسی بکار گرفتن، همه جا را به دنبال چیزی یا کسی گشتن (مثال دوم) - sink like a stone الف: خیلی سریع قرق شدن ب: خیلی سریع جذب چیزی شدن
stone
فعل
stones; stoned; stoning
(فعل) سنگ زدن یا سنگ پرت کردن - stone somebody to death سنگسار کردن کسی و کشتن او – هسته میوه را درآوردن - stone the crows برای ابراز شگفتی
stone
قید
(قید) کاملا
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره stone، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


