برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی quarterback به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل quarterback
(اسم) (در فوتبال آمریکایی) بازیکن اصلی خط حمله که توپ را هنگام آغاز هر مرحله گرفته به منظور گرفتن امتیاز به هم تیمی های خود پاس میدهد - Monday morning quarterback کسی که نوشدارو بعد از مرگ سهراب است
quarterback
فعل
quarterbacks; quarterbacked; quarterbacking
(فعل) رهبری کردن در بازی بیسبال به عنوان کوآرتربک – هدایت کردن یا رهبری کردن چیزی
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره quarterback، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


