برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی summarize به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل summarize
(فعل – در بریتیش: summarise) خلاصه کردن، خلاصه گفتن
He summarizes the essay in the final paragraph.
او مقاله را در پاراگراف پایانی خلاصه کرده است.
She summarized the main points from the meeting.
او نکات اصلی جلسه را خلاصه کرد.
The report was detailed and thorough; it didn't just summarize.
آن گزارش با ذکر جزئیات و کامل بود، تنها یک خلاصه نبود.
To summarize, we need better health care.
به طور خلاصه، ما به خدمات درمانی بهتری نیاز داریم.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره summarize، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


