برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی exchange به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل exchange
(اسم) تبادل - in exchange در عوض، در مقابل (مثال سوم) - یک گفت و گوی کوتاه
exchange
فعل
exchanges; exchanged; exchanging
(فعل) رد و بدل کردن – تعویض کردن یک محصول با یک محصول دیگر در فروشگاه (مثال آخر)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره exchange، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


