برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی episode به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل episode
(اسم) قسمت، بخش – دوره بیماری
That was an episode in my life that I’d like to forget.
آن، قسمتی از زندگی من است که دوست دارم فراموش کنم.
The next episode has not yet been filmed.
قسمت بعدی هنوز فیلم برداری نشده است.
Little is known about the differences between first and recurrent episodes.
درباره تفاوت بین اولین دوره بیماری و دوره های مجدد آن اطلاعات کمی وجود دارد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره episode، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


