برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی landing به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل landing
(اسم) فرود آمدن، به زمین نشستن – پا گرد پله ها (مثال دوم) – محل پهلو گیری کشتی در ساحل یا اسکله – عمل پیاده کردن نیروی نظامی
He had to make a controlled landing into the sea.
او مجبور بود فرودی کنترل شده در دریا انجام دهد.
the first-floor landing
پا گرد طبقه اول
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره landing، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

