برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی bass به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل bass
(اسم) صدای بم، باس، بیس – صدای مردانه بم، کسی که آواز بمی دارد (مثال دوم) – نوعی گیتار که چهار رشته دارد، گیتار بیس (مثال سوم)
The song has a loud/heavy/booming bass.
این آهنگ صدای بم بلندی دارد.
He's a bass.
او صدای بمی دارد.
She plays bass guitar.
او گیتار بیس می نوازد.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) double bass ساز دوبل باس (سازی شبیه به یک گیتار بزرگ که انتهای آن روی زمین قرار میگیرد و صدای بمی تولید می کند) – نوعی ماهی خاردار
bass
صفت
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره bass، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


