برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی runner به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل runner
(اسم) دونده – قاچاقچی – هر یک از دو میله یا تیغه یک سورتمه یا اسکیت و هر وسیله شبیه این ها که در زیر آن قرار دارد و روی برف حرکت می کند – هر یک از ساقه های یک درخت یا یک گیاه که رشد می کنند و به سمت زمین می آیند تا یک گیاه دیگر را در خاک تشکیل دهند (مانند توت فرنگی) – کسی که در یک شرکت کارش نامه رسانی و تحویل اسناد به بخش های دیگر و از این قبل کارها است (پادو) – مکت یا فرشی کم عرضی که در طول راهرو یا پله ها پهن می کنند
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره runner، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

