برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی runner به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل runner
(اسم) دونده – قاچاقچی – هر یک از دو میله یا تیغه یک سورتمه یا اسکیت و هر وسیله شبیه این ها که در زیر آن قرار دارد و روی برف حرکت می کند – هر یک از ساقه های یک درخت یا یک گیاه که رشد می کنند و به سمت زمین می آیند تا یک گیاه دیگر را در خاک تشکیل دهند (مانند توت فرنگی) – کسی که در یک شرکت کارش نامه رسانی و تحویل اسناد به بخش های دیگر و از این قبل کارها است (پادو) – مکت یا فرشی کم عرضی که در طول راهرو یا پله ها پهن می کنند
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


