برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی runner به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل runner
(اسم) دونده – قاچاقچی – هر یک از دو میله یا تیغه یک سورتمه یا اسکیت و هر وسیله شبیه این ها که در زیر آن قرار دارد و روی برف حرکت می کند – هر یک از ساقه های یک درخت یا یک گیاه که رشد می کنند و به سمت زمین می آیند تا یک گیاه دیگر را در خاک تشکیل دهند (مانند توت فرنگی) – کسی که در یک شرکت کارش نامه رسانی و تحویل اسناد به بخش های دیگر و از این قبل کارها است (پادو) – مکت یا فرشی کم عرضی که در طول راهرو یا پله ها پهن می کنند
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره runner، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


