برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی spend به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل spend
(فعل) خرج کردن یا هزینه کردن پول بابت چیزی (دو مثال اول) – سپری کردن یا گذراندن وقت و زمان (مثال سوم) – بکار گیری انرژی یا تلاش برای انجام دادن کاری (مثال آخر) - spend itself تحلیل رفتن یا تمام شدن یا پایان یافتن چیزی
He spent $200 on a new Jeans.
او 200 دلار بابت یک شلوار نو خرج کرد.
My car repairs cost a lot, but it’s money well spent.
تعمیرات خودروی من هزینه زیادی داشت ولی ارزش خرج کردن را داشت.
I spent a lot of time cleaning the house.
من زمان زیادی را برای تمیز کردن خانه گذراندم.
The teacher spends a lot of energy to teach us.
معلم برای آموزش به ما، انرژی بسیار زیادی صرف می کند.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره spend، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

