koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی chip به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

chip

اسم

US /ˈtʃɪp/

chips

(اسم) خرده یا تراشه یا براده چیزی (مثال اول) – تراشه کامپیوتر – هر یک از ورقه های سیب زمینی تُرد شده و سرخ شده که به صورت جمع چیپس گفته می شود - chip off the old block کسی که مثل پدر یا مادرش رفتار میکند - have a chip on your shoulder عصبانی بودن، بد خلق شدن به این دلیل که فکر میکنید حق شما ضایع شده یا با شما بد رفتاری شده (مثال آخر)

wood chips

خرده های چوب

computer/graphics/memory chips

تراشه های کامپیوتر / گرافیک / حافظه

a pack of corn chips

یک بسته چیپس ذرت

He thinks she has a chip on her shoulder because she didn't go to university.

او معتقد است که آن دختر به این دلیل که به دانشگاه نرفته است، بد خلق شده است.

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) let the chips fall where they may هر اتفاقی که قرار است بیافتد بگذار بیافتد، حالا نتیجه هر چی شد - when the chips are down وقتی که اوضاع مناسب نیست

chip

فعل

chips; chipped; chipping

(فعل) شکستن بخش کوچکی از چیزی – توپ را به صورتی که از بالا به پایین بیایید شوت کردن، چیپ زدن (مثال دوم) - chip away at sth کم یا ضعیف یا کوچک شدن یا کردن تدریجی (مثال سوم و چهارم)

He's chipped a bone in his knee.

یک استخوان در زانوی او شکسته است.

She chipped a pass to her teammate.

او یک پاس چیپ به هم تیمی خود ارسال کرد.

She gradually chipped away at his confidence.

او کم کم اعتماد به نفس آن پسر را از او گرفت.

to chip away the rock

سنگ را تراشیدن

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) chip in الف: نظر دادن هنگام حرف زدن کسی ب: پول گذاشتن با بقیه برای کاری (مثال اول)

They all chipped in $50 and bought their father a power saw.

آن ها هر کدام 50 دلار گذاشتند و برای پدر خود یک اره برقی خریدند.