برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی sun به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل sun
(اسم) the sun یا the Sun خورشید (دو مثال اول) – هر ستاره ای سیاراتی به دور آن می چرخند – نور خورشید یا گرمای ناشی از نور خورشید (مثال سوم)
the sun’s rays
پرتوهای خورشید
طلوع/غروب خورشید
Try to keep out of the sun.
سعی کنید از نور خورشید دوری کنید.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) in the sun اینکه کسی یا چیزی برای برهه ای مشهور باشد یا توجه های زیادی را به خود جلب کند - make hay (while the sun shines) از فرصت استفاده کردن - place in the sun یک موقعیت شغلی یا حرفه ای خیلی خوب (مثال اول) - under the sun در جهان، اینکه تاکید کنید که در خصوص چیزهای زیادی حرف می زنید (مثال دوم)
sun
فعل
suns; sunned; sunning
(فعل) آفتاب گرفتن برای برنزه کردن
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره sun، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

