koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir
مجموعه ها و بسته های آموزشی ارائه شده در وب سایت کوبدار

معنی agree به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

agree

فعل

US /əˈgriː/

agrees; agreed; agreeing

(فعل) هم نظر بودن (دو مثال اول) - is agreed to be اینکه بگویید که مردم درباره چیزی یا کسی اتفاق نظر دارند – موافقت کردن، توافق کردن (مثال سوم و چهارم) – شبیه بودن، یکسان بودن (مثال آخر)

I agree with you on that.

من در این خصوص با شما هم نظر هستم.

We are all agreed that this house isn't in a good neighborhood.

ما همگی هم نظر هستیم که این خانه در محله خوبی قرار ندارد.

He agreed to an interview.

او با مصاحبه موافقت کرد. (موافقت کرد که با او مصاحبه شود.)

The bank has agreed to lend her $4,000.

بانک با دادن 4 هزار دلار وام به او موافقت کرد.

Your story agrees with mine.

داستان شما با مال من مشابه است.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) (گرامر) با کلمه یا اصطلاح به لحاظ تعداد، جنسیت یا شخص مطابق بودن (مثال اول) – مناسب کسی بودن (مثال دوم) - agree to differ/disagree پذیرفتن نظر متفاوت کسی و با آن کنار آمدن

A verb should agree with its subject.

یک فعل باید با فاعلی که به آن تعلق دارد مطابق باشد.

You look well - the mountain air must agree with you.

حال شما خوب به نظر میرسد. هوای کوه حتما به شما ساخته است.